۱۳۸۳ آبان ۱۲, سه‌شنبه

... با کسي نمي‌شود کامل شد. من ديگر به نيمهء گم شده اعتقادي ندارم. نيمهء گم شدهء هر کسي در خودش است. تا وقتي خودم را کامل نکنم ، تا وقتي خودم را باور ندارم ، تا وقتي خودم را عاشق نيستم ، هيچکس نمي‌تواند دستم را بگيرد و با آرامش کنارم قدم بردارد. اول خودم اول خودم را يادم نرود. کسي که در کنار من است با من کامل نمي‌شود. او انسان کاملي‌ست که مرا انتخاب کرده که با هم از زيبايي‌هاي هم و از زيبايي‌هاي زندگي لذت ببريم. بي‌ آن که کوچکترين احتياجي به وجود ديگري داشته باشيم. احتياج عشق را کمرنگ و گمرنگ مي‌کند. هر چيز ديگري به جز عشق اگر در ميان باشد، روي عشق سايه مي‌اندازد. عشق کمرنگ نمي‌خواهم.

هیچ نظری موجود نیست:

من همیشه یک‌ کابوس ثابت و همیشگی داشته ام و آنهم جنگ بود تکرار جنگ اما باخودم فکر میکردم ابن تنها یک هراس ناخودآگاه هست و این کشور دچار هر چ...