۱۳۸۴ آذر ۳۰, چهارشنبه

معاشران ز حریف شبانه یاد آرید
حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید
بوقت سرخوشی از آه و ناله عشاق
بصوت و نغمه چنگ و چغانه یاد آرید

« یلدا یعنی ولادت ، ولادت خورشید ، که در پایان این دراز شب تاریکی اهریمنی شکست میخورد و روشنایی پیروز میشود ، خورشید زاده میشود و روز به بلندی مینهد.»
شب چله است ، شبی کشدار و مطبوع و دل انگیز ، اما نمیدانم چرا سرم گیج میرود و نفسم بند می آید ، پاییز چه زود تمام شد ، مهر و آبان و آذرش چه زود توی تقویم من خط خوردند انگار همین دیروز بود که ساعتها را یک ساعت جلو کشیدیم . شروع میکنم به شمردن جوجه هایم ، میان شمردنم حواسم میرود جای دیگری که فردا زمستان است و هوا هنوز سرد نشده است ، پارسال مثل همین شب شالی را سر انداختم و شروع کردم به بافتنش تا هدیه یلدای امسالم باشد برای .. اما تمامش نکردم ، گره ها را باید با عشق بافت تا گرما را توی خودش نگه دارد ... مسخره نیس؟ مسخره اس.همه میگویند یلدا از همه شبها بلندتر است اما من به خیالم از همه شبها زود تر تمام میشود .

چه میدانم
انگار هنوز
انار هم که باشد و
حافظ هم که باشد و
هندوانه و خنده و خوشه خوشه ستاره هم که باشد
یلدای من
چيزي کم دارد .

نغمه یلدا

هیچ نظری موجود نیست:

من همیشه یک‌ کابوس ثابت و همیشگی داشته ام و آنهم جنگ بود تکرار جنگ اما باخودم فکر میکردم ابن تنها یک هراس ناخودآگاه هست و این کشور دچار هر چ...