۱۳۸۹ مرداد ۲۷, چهارشنبه

دومین سالگرد ازدواجمان را در حالی جشن گرفتیم که نفر سومی هم در کنارمان بود . و من برای داشتن این خانواده خدای را شکر گفتم . الهی هرگز این خوشبختی را از من مگیر .
امسال سالگرد ازدواجمان را دوبار گرفتیم . اولی را به تاریخ نیمه شعبان و دومی را امشب  . به همسر جانم میگویم اگر هزار بار دیگر متولد شوم تنها تو می شوی آرام جانم . مثل همیشه مهربان وعمیق نگاهم میکند و من توی دلم میگویم خدایا حکمتت را شکر .


هیچ نظری موجود نیست:

من همیشه یک‌ کابوس ثابت و همیشگی داشته ام و آنهم جنگ بود تکرار جنگ اما باخودم فکر میکردم ابن تنها یک هراس ناخودآگاه هست و این کشور دچار هر چ...