۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه

پسرکم درست همین حالا در ساعت بیست دقیقه به سه نیمه شب در حالی که در بغل من نشسته بود دست زد . واییییییییییییی خدااااااااااااااااااااااا

من همیشه یک‌ کابوس ثابت و همیشگی داشته ام و آنهم جنگ بود تکرار جنگ اما باخودم فکر میکردم ابن تنها یک هراس ناخودآگاه هست و این کشور دچار هر چ...