۱۳۹۰ دی ۱۱, یکشنبه

عزیز دلم جانم، مهربانم ، امشب خیلی خوشحال شدم ، حتی اگر نشود هم باز خوشحالم .
من خودم اول از همه ستاره ها را دیدم و تو که باور نمیکردی .
خوشحالم و امیدوارم هر چه به صلاحمان است بشود .
میدانم که لیاقتش را داری و من شانه به شانه کنارت هستم ، هر چه نتیجه اش شد بدان که من به تو ایمان دارم .
حالا می آیم و میبوسمت که همیشه با شایستگیهایت مرا به عرش میبری .
من و پسرت همیشه به تو می بالیم . باشد که روزی ما هم مایه سرفرازی تو باشیم .

هیچ نظری موجود نیست:

من همیشه یک‌ کابوس ثابت و همیشگی داشته ام و آنهم جنگ بود تکرار جنگ اما باخودم فکر میکردم ابن تنها یک هراس ناخودآگاه هست و این کشور دچار هر چ...