۱۳۹۱ آبان ۶, شنبه

من از جنگ خیلی میترسم. من روزهای جنگ و بمباران را کمی بیاد می آورم. من شنیده ام که قحطی زمان جنگ زندگی را سخت میکند. من اوضاع عراق و افغانستان و سوریه را از تلویزیون دیده ام. من یک پسر نابغه سی ماهه دارم.من بیشتر نگران او هستم. من میترسم.من زیر پتو ،این وقت شب میلرزم و مینویسم ... خدایا اگر نوشته مرا خواندی کمکمان کن...

هیچ نظری موجود نیست:

من همیشه یک‌ کابوس ثابت و همیشگی داشته ام و آنهم جنگ بود تکرار جنگ اما باخودم فکر میکردم ابن تنها یک هراس ناخودآگاه هست و این کشور دچار هر چ...