۱۳۹۳ فروردین ۲۶, سه‌شنبه

خیلی خوبه که آدم دعا بخونه ، قرآن بخونه ، خواستش رو از خدا بخواهد . خیلی حس خوبیه اون انتظار برای اجابت .
خیلی خوبه .
اما من یک چیز رو خیلی وقته که بهش رسیدم .
گاهی یک چیزی رو که ما با اصرار میخواهیم بهش برسیم و نمیشه ، توش حکمتی هست که شاید ده سال بعد بفهمیم که چه خوب شد که نشد .
گاهی بدبیاری هایی برامون میاد که ده سال بعد میفهمیم همون اتفاق پیش زمینه ی خیر بوده و خودمون خبر نداشتیم .
خودمون خبر نداشتیم !
پس ! اگر دعا میکنیم ، از خدا بهترینی که به صلاحمون هست رو بخواهیم . آرام باشیم و بدونیم خدا همیشه برای بنده ی خوش نیتش خوب رقم میزنه .
من یه نوشته دارم و اون رو روی در یخچالم زدم و هر روز میبینمش :

برای هیچ چیز شتاب نکنید . وقتش که برسد، آنطور که باید خودش اتفاق می افتد .

۱۳۹۳ فروردین ۲۱, پنجشنبه

و من دانستم به ثانیه ای می شود از روی ابرها پایین آمد .

این امکان دارد که یک صبح زیبای بهاری ، پنجره را باز کنی و در حالی که آواز گنجشکها همه جا را پر کرده و نسیم خنکی به صورتت می خورد  و تو به خدا و تقدیر با قدرشناسی فکر میکنی با یک تلفن همه چیز عوض بشود و ...
 
ای کاش آدمها قدر هر چیزی را که دارند بدانند . سخت است که قدر چیزی را که نداری بدانی .
 

من همیشه یک‌ کابوس ثابت و همیشگی داشته ام و آنهم جنگ بود تکرار جنگ اما باخودم فکر میکردم ابن تنها یک هراس ناخودآگاه هست و این کشور دچار هر چ...