و من دانستم به ثانیه ای می شود از روی ابرها پایین آمد .
این امکان دارد که یک صبح زیبای بهاری ، پنجره را باز کنی و در حالی که آواز گنجشکها همه جا را پر کرده و نسیم خنکی به صورتت می خورد و تو به خدا و تقدیر با قدرشناسی فکر میکنی با یک تلفن همه چیز عوض بشود و ...
ای کاش آدمها قدر هر چیزی را که دارند بدانند . سخت است که قدر چیزی را که نداری بدانی .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر