خیلی وقتا گیر میدم به زادمهر که تو بی احساسی و چپ و راست قربون صدقه ام نمیری ، شاید به جرات میتونم بگم تاحالا نشده بهم بگه چقدر تو خوشگلی یا از این تیپ صحبتا که بالاخره هر زنی، با هر قیافه ای دوست داره بشنوه .
تاحالا نشده من بعد از کوتاهی موهام ، رنگ، براشینگ ، ناخنهام ، لباس جدیدم؛ این جمله رو شنیده باشم که سمیرا چه خوب شدی .
اصلا و ابدا .
اما نگاهش
رفتارش و دلنگرانی هاش یه جوریه که من تا حالا دلم غیر اون کسی رو نخواسته .
سیرم از محبتش .
و ساعتهایی رو که خونه نیست عین یه مرغ سرکنده از این اتاق به اون اتاق میرم و همش منتظرم تا صدای در بیاد .
همینکه کلید رو توی در میپیچونه قلبم میریزه پایین ،
اما بازم با همه اینا من همچنان غر خودمو میزنم که تو بی احساس ترین آدم دنیایی ، شاید یه روز به خودش اومد ، حداقلش اینه که یه عذاب وجدانی میگیره از اینی که هست بدتر نمیشه، اما من همچنان امیدوار به تغییرش هستم . 😁
عوضش من یه بابای مهربونی دارم که بیست و چهار ساعت اگه از دستم البته عصبانی نباشه داره قربون قد و بالام میره😎 .
امضاء : یک دخترِ لوس سی و پنج ساله
تاحالا نشده من بعد از کوتاهی موهام ، رنگ، براشینگ ، ناخنهام ، لباس جدیدم؛ این جمله رو شنیده باشم که سمیرا چه خوب شدی .
اصلا و ابدا .
اما نگاهش
رفتارش و دلنگرانی هاش یه جوریه که من تا حالا دلم غیر اون کسی رو نخواسته .
سیرم از محبتش .
و ساعتهایی رو که خونه نیست عین یه مرغ سرکنده از این اتاق به اون اتاق میرم و همش منتظرم تا صدای در بیاد .
همینکه کلید رو توی در میپیچونه قلبم میریزه پایین ،
اما بازم با همه اینا من همچنان غر خودمو میزنم که تو بی احساس ترین آدم دنیایی ، شاید یه روز به خودش اومد ، حداقلش اینه که یه عذاب وجدانی میگیره از اینی که هست بدتر نمیشه، اما من همچنان امیدوار به تغییرش هستم . 😁
عوضش من یه بابای مهربونی دارم که بیست و چهار ساعت اگه از دستم البته عصبانی نباشه داره قربون قد و بالام میره😎 .
امضاء : یک دخترِ لوس سی و پنج ساله
