از دوازده شهریور سال قبل تا نوزدهم شهریور امسال اینجا نیامده بودم ، بچه ها رفتن پارک تنیس بازی کنن و من موندم خونه چون حالم خوب نبود ،
داشتم در مورد یک موضوعی مطالعه میکردم که رسیدم به اینجا ؛ خدایا چقدر من احمق بودم کل تمام عمرم رو 😂
چه سختیهای مسخره ای کشیدم ، چقدر الکی خودمو عذاب دادم و چرا ؟؟؟؟
اگه یکم زودتر به خودم اومده بودم و دچار عشق به خودم میشدم حالا انقدر از خوندن نامه های خودم به خودم نمیخندیدم .