فکرش را بکنید
فردای آزادی
برادران در تبعیدمان
را هم آزاد میکنیم
،
این روزها
تنها اینگونه داغ جوانهایمان
را تاب می آوریم.
اینم از چالش جدید و من سمی رای قوی خیلی خوشگل و شیک دارم باهاش راه میام .
بعد از ده روز دارودرمانی و رعایت رژیم مطلق متوجه شدیم هیچ کنترل نشده و مجبوریم از این نارنجی دردناک استفاده کنیم .
خدا روشکر که تو این روزهای سخت حامی کنارم بود و عین یه فرشته حواسش بهم هست و گرنه نمیدونم با اون حالی که شب اول داشتم چطور زنده میموندم .
باز هم میگم تسلیم اراده خداوندم و دم نمیزنم ، گاهی وقتا با خودم فکر میکردم اگه این چند ماه سختی کفاره گناه باشه منی که تو زندگیم قدم کج نذاشتم ،دارم بخاطر چی مجازات میشم ؟ و شاید به قول زادمهرم اینا همه پالایش روحه .
دیشب دکترم گفت دختر تو این چند ماه تو چقدر استرس کشیدی؟؟؟ این حرف از دکترایی که شب و روز در حال تماشای دردن خیلی بعیده ...
خدایا عاشقتم ،عاشق این روزام و قلبی که انقدر تو توش هستی که جایی واسه درد کشیدن و غصه خوردن وجود نداره .
عاشقتم خدا
شادی هایم بی انتها بود،
شُکر هایم بی شمار،
اما هرگز گمان نمیکردم
روزی برسد
که انگار ته ته همه چیز است .
انقدر گریه کردم که دیگه اشکی برام نمونده و
حالا
با تقدیر کنار اومدم ، هر اتفاقی بیوفته میدونم خیرم توش هست .
فقط درد انتظاره که سخته ، روزها نمیگذرن و من با به طرز غریبی دیگه به بچه ای که توی دلمه دلبستگی ندارم تا روزی
که مطمئن بشم حالش خوبه .
وقتی من ادعا میکنم که ایمان دارم و تسلیم خدام، پس حق ندارم با وجود یه سختی خودم رو ببازم.
اگر منی که تمام این سالها انقدر غرق خوشی بودم که خیال میکردم تو بهشتم، چطور قرار بوده بدون حتی یه امتحان برم مرحله ی بالاتری از زندگیم ؟
الان این روزها همون روز امتحانمه، که ثابت کنم، که ، چقدر .رضاً به رضاک هستم
چقدر میتونم خوددار باشم و کسی رو شریک استرسهام نکنم ، حتی دور از جون صبر در مصیبت کنم .
خدایا شکرت که مردی رو همراهم کردی که شریک غممه ، همراه سختیهامه ، دلسوز دردامه .
خدایا
من خودم و این طفل معصوم رو به تو میسپارم . اگرچه بهش وابسته شدم،اگرچه کلی برای آمدنش شادی کردم ولی من یادگرفتم برای چیزی که به صلاحم نیست هرگز نجنگم.خلاف موج پارو نزنم و وابدم .
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آنچه تو بنمایی حکم آنچه تو فرمایی
من همیشه یک کابوس ثابت و همیشگی داشته ام و آنهم جنگ بود تکرار جنگ اما باخودم فکر میکردم ابن تنها یک هراس ناخودآگاه هست و این کشور دچار هر چ...