۱۴۰۰ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

بدترین اتفاق ممکن برای یک انسان بیش فعال اینه ‌که استراحت مطلق باشه ، تقریبا یک هفته است که من توی تختم ، قراره جواب آزمایش رو بعد از یک هفته تماس بگیرن و اعلام کنن و این برای من عین یه کابوسه.
دیگه زبونم به دعا نمی‌چرخه ، احساس میکنم هیچ توانی ندارم و راستش دیگه هیچ امیدی هم ندارم.
بهترین لحظه هام وقتهاییه که خوابم میبره که اونم وسطش هزار بار باید از درد بیدار شم ، دهنم مزه تلخی و شیرینی رو با هم داره و عین چوب خشکه و متنفرم از آب .
تمام این حس‌های متفاوت رو نوشتم تا یادم نره دارم چه روزایی رو میگذرونم .
و باز هم توکل به خدا و تموم میشه این روزا .

هیچ نظری موجود نیست:

من همیشه یک‌ کابوس ثابت و همیشگی داشته ام و آنهم جنگ بود تکرار جنگ اما باخودم فکر میکردم ابن تنها یک هراس ناخودآگاه هست و این کشور دچار هر چ...