۱۳۹۷ خرداد ۱۵, سه‌شنبه

 
 




 بالاخره من خونه رویاهامو خریدم بعد از یک تردید بزرگ در مورد فروش آپارتمانی که توی تمام جزییاتش ، ذره ذره کل شهر رو گشته بودیم و کلی بالا دست بنا و ... ایستاده بودیم و خرید آپارتمانی که به خونه مامان و بابا نزدیک بود .
 
 
خب من دوباره همه امور رو سپردم دست فرشته های خدا تا خودشون هر چی صلاحه رو برام سر راهم قرار بدن .
و شد .
نشونه اش اینه که تو این آپارتمان تا دلت بخواد تمثال فرشته است !!!

هیچ نظری موجود نیست:

من همیشه یک‌ کابوس ثابت و همیشگی داشته ام و آنهم جنگ بود تکرار جنگ اما باخودم فکر میکردم ابن تنها یک هراس ناخودآگاه هست و این کشور دچار هر چ...